اگر میخواهی دریایی باشی...  

درخواست حذف این مطلب
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﺩ...!ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭی ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺩﺯﺩ!ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩی ﮐﻪ ﺻﻴﺪ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺖ،ﺭﻭی ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ:ﺩﺭﻳﺎی ﺳﺨﺎﻭتمند!ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ!ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ،ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ!ﻣﻮجی ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ شست؛ﺩﺭﻳﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ:ﺍﮔﺮﻣﻴﺨﻮﺍهی ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎشی،ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ.

ادامه مطلب  

مادر بی پدر !  

درخواست حذف این مطلب
وصفی از مادر اگر باید نوشت! نام ِ مادر را به زَر باید نوشت! لیک بعضی مادران را جای زن؛ فتنه سازی بی پدر باید نوشت! (رسا) https://t.me/joinchat/aaaaad4o1pglhi5aguwzzw

ادامه مطلب  

خودت قضاوت کن  

درخواست حذف این مطلب
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ... ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ... ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ ... ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.. ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : " ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"

ادامه مطلب  

هذیون نوشت شب  

درخواست حذف این مطلب
کاش توو اینترنت یه ربات هم تعریف شده بود بنویسی "غمگینم" بیاد و باهات حرف بزنه بعدم دیلیت چت و تمام!! بعدا نوشت: ممنونم از ابراض محبت همگی:)

ادامه مطلب  

...  

درخواست حذف این مطلب
برایت خواهم نوشت از ابهام لحظه ها از تردید از حجم مرگ آور نبودنت از انی که رد می شوند و بوی تو را می دهند شاعرانی که از تو می نویسند و شعرشان را با نام خودشان چاپ میکنند رو مه ها که ع ت را درشت می اندازند, بی من کنارت برایت خواهم نوشت از حدیث تلخ بغضهای تا ابد از قناعت به یک خاطره, یک یاد, یک شب مهتاب از صبوری من و جای خالی تو و شبهای من برایت خواهم نوشت حتی تو هم برای من نبودی حتی تو هم برای من نبودی

ادامه مطلب  

همینی که هست نوشت!  

درخواست حذف این مطلب
امروز خیلی بداخلاق شدم...طوری که تمام دنیا رو میتونم تو بداخلاقیم هضم کنم...از همه بدم میاد....حالم از همه چی بهم میخوره...فکر کنم واقعا از دنده چپ بلند شدم....امزوزو دوست ندارم.. امروز بی اندازه لعنتیه... پی نوشت: لعنتی به دردم نمیخوری که وقتی فقط حالم خوبه کنارمی...شاید فقط با تو حالم خوبه پی نوشت:از خدا ت خواستم اما نه تی که مدام چراغش خاموش و روشن میشه...خواسته بودم آروم جونم باشی نه طوفات وجودم پی نوشت ۳: لعنت به همتون که نباشین نفهمین دنیام آرومتر

ادامه مطلب  

شب نوشت  

درخواست حذف این مطلب
مثلا تو بیایی روبریم بنشینی بخندی و من حظ کنم از خنده هایت، نگاهم کنی و محوت شوم به من بگویی عزیزم و من ضعف کنم، پی نوشت:کاش هر روز بیایی

ادامه مطلب  

پی نوشت ...  

درخواست حذف این مطلب
پی نوشت 1: شدم مث آدمایی شدم که دوست دارن یه گوشه لم بدند ،موزیک لعنتی شون رو بذارند و زندگی بقیه رو ببینند ... پی نوشت 2: این روزها سرشار از پست هایی ام که جایی برای انتشار ندارند و هر بار فکر میکنم یه کانال شخصی بزنم کلی با خودم کلنجار میرم و آ ش همون چت با خودم و ت ت گوشی و همین وبلاگ جان خودم ، دستام دارن گشاد میشن ، از بس خیلی چیزا رو از دست دادند... روان پریشی در ساعت صفر

ادامه مطلب  

جمعش کنید....  

درخواست حذف این مطلب
نوشته شده در ساعت 03:03 دقیقه توسط فاطیما یانگ فازت چیه؟ ن!جان امواتت! فقط بگو فازت چیه؟؟؟ خ مجبوری قبول کنی؟ اصلا مجبوری بری؟ برو خونه بگیر بخواب ..... فاطیما نوشت:کلا همش برای خودم بود ..... فاطیما نوشت: توروخدا هیچ وقت قبول نکنید دروغ بگید! فاطیما نوشت: دیدید بعضیا یه کاری به یکی دیگه میسپارن هرچی شد....شد.... اتفاقی برای اون که نمیافته. فاطیما نوشت: اصلا تا اطلاع ثانوی خستم حوصلم سر رفته. میخوام بخوابـم..... بسه دیگه بابا جمعش کنید میخواین تا کجا برید

ادامه مطلب  

سوگ  

درخواست حذف این مطلب
مرگ تک هجایی که زندگی را بهابدیتپیوند می دهد اصل نوشت: مریم، الگوی علمی خیلی از دخترای فرزانگانی و المپیادی و شریفی و علاقه مند به علم چه زود رفت یادگار نوشت: اتفاقا تمرکز روی یک کار موجب نتیجه گرفتن می شه

ادامه مطلب  

من عشق را خواهم نوشت...  

درخواست حذف این مطلب
ایــنجـــــا من،... کــــــسی را مینویسم و گه گاه خودم را که همه او شد و ماند و خواهد بود من عشقرا خواهم نوشت

ادامه مطلب  

...  

درخواست حذف این مطلب
دوباره باید نوشت.... این بار از من... از ی که هیچ چیز جز عشق تو نتواست دوباره بسازتش.... خدا گفت برای آرامش شما همسرانی از جنس خودتان آف ... چشمانت را که دیدم فهمیدم آیه ها را.... من.نوشت:قسمش دادم.....گفت می آیی....

ادامه مطلب  

اردیبهشت یعنی عشق - 27 اردیبهشت 1395  

درخواست حذف این مطلب
من میگم از اردیبهشت خیلی باید زیاد نوشت من میگم از اردیبهشت هر روز و هر شب باید نوشت من میگم از اردیبهشت باید نوشت و نوشت و احساساتی شد و بلند بلند خندید و لذت برد از بودن اردیبهشت من میگم از اردیبهشت باید نوشت و نوشت و مست و بهاری شد با هوای اردیبهشت من میگم باید بهاری و مست و پرشور و عاشق بود تا قدر اردیبهشتو بشه به کمال دونست من میگم همه ماههای سال بی نظیر، ولی اردیبهشت ماه بی تکرار، ماه اردیبهشت من میگم اسفند، ماه من ولی اردیبهشت ماه همه من

ادامه مطلب  

سرنوشت.....  

درخواست حذف این مطلب
سرنوشت.... سرنوشت تا کجا نوشت تا کی نوشت آخه چرا نوشت چرا تعبیری تو سرنوشت نمیشه داد آخه تا کی باید رفت وقتی می دونیم تهش هیچی جز پوچی چیزی نیست ما آدما تنها موجوداتی هستیم که می دونیم اکراین کاری انجام می دهیم چیه اما بازم با حماقت شدید انجامش میدم و چه میشه گفت از سرنوشتی که میگن خودت رقم میزنی اما نمی دونی چه طوری رقمش زدی که هیچ جوره درست بشو نیست...... واااااایاز این سرنوشت....

ادامه مطلب  

لعنتی  

درخواست حذف این مطلب
بیا ببین هوا هم بوی پاییز را آورده پس چرا این تابستان لعنتی تو را به من پس نمی دهد؟؟!!! من نوشت: از این تابستونم آبی واسه ما گرم نشد... من نوشت: بهترین زمان واسه فکر ، هر روز صبحه وقتی توو اتوبوس میشینم تا به محل کارم برسم، به خیابونای نسبتا خلوت اول صبح خیره میشم و خیلی چیزا رو مرور میکنم، و در نهایت سعی میکنم روز بهتری رو شروع کنم، خوش خلق تر باشم و بیشتر کار مردمو راه بندازم تا یکی مث خودم نگه کارمندای این "اداره جات"!!!!!! فقط مفت میخورن و کار مردم

ادامه مطلب  

مهدی... اسمی برای تمام فصول  

درخواست حذف این مطلب
آهای خزون داغ باغ بی بهاری شبیه چهره ام شدم،کجایِ کاری؟ طنین موج و ساحلم،خبر نداری... آروم آروم دارم جمع میکنم برم از این ویرانه، مدتهاست دلم از اینجا رفته و حضوری بیرمق و کمرنگ دارم، هرچند با یه دستور ولی بالا ه دارم میرم، بند بند و مولکول مولکول اینجا برام خاطره س، هنوز به هواش هوای اینجارو نفس میکشم، اینجا یه مفهوم بیشتر برام نداره، که فقط اونه... هعی... پی نوشت: دارم به زور میرم باز... پی نوشت: موهام تک و توک سفید داشت موقعی که داشتم میومدم این

ادامه مطلب  

یهویی نوشت  

درخواست حذف این مطلب
به قول شخص کامنت دهنده شاید بخاطر تیپ و ظاهرمه ی مثل دختر خالمم قبول نمیکنه کنارش باشم و چه بسا بهتر ی ک ظاهر ساده نمیپسنده و خودش هزار رنگ و رو لعاب داره فاصلمو تا حد بینهایتی ازش دور نگه دارم و سعی کنم از لحلظ درونی به تعداد اندک و محدودی بسنده کنم اما کنارشون حال خوبی داشته باشم و بس! پی نوشت : ترجیح میدم مثل ی دختر دبستانی باشم با فهم بالا تا ی زن ۳۰ ساله با فهم پایین اما با تیپ ی مد نظرت :)) پی نوشت : ارائه امروز انقلاب عالی بود فقط میمونه اوکی

ادامه مطلب  

عنوان رفته گل بچینـه  

درخواست حذف این مطلب
امروز یکی یه چیزی گفت که نیمدونستم بخندم یا گریـه کنـم!!! خودمم هنـگ خلاصـه خخخ. دیدید بعضیا یه چیزی رونمیدونن.... نمیفهمن....درک نمیکنم.... الکی الکی میحرفن؟؟ خب خ !! ن!! اول بفهم درمورد چی و کی میخوای حرف بزنی بـعـد اون دهن مبارک رو باز کـن!!!! فاطیما نوشت: چه قدر خوبه که این وبلاگ هست!!!! فاطیما نوشت: توی چندتا وبلاگ دیدم که اول پستشون مینویسن مثلا پست دهم! خوشم اومد یجورایی بزرگ شدن وبلاگ گوگولیم رو میبینم تصمیم گرفتم از اول همشون رو شماره بزارم ببی

ادامه مطلب  

مهر پاییز  

درخواست حذف این مطلب
پائیز می آید آفتاب ِ مورب می تابد بر ابتدای من و این انتهای بودن است تو آمدی در آ ین روزهای تابستان و آمدنت زادروز پائیز می شود حالا اما نیستی و خودم را جا می گذارم از هر چه هست وقتی تهی می شوم از هر چه هست ، تو چقدر در من پر میشوی های ای پائیز ، ای پائیز عزیز ! عشقمان را دوباره تکرار کردی آفتاب ِ مورب ، غروب دریایش ، لحظه های یکتایش ی جز تو مرا نمی فهمد و من چقدر دلتنگ توام بوی مهر آمده یعنی این انتهای نبودن است!؟ پی نوشت یک : من دوباره هستم. پی نوشت

ادامه مطلب  

دلم میخواست واضح و کامل احساساتم را بیان کنم  

درخواست حذف این مطلب
حیف که نمیشود نوشت دیگر....خیلی چیزها را نمیشود گفت...خیلی حس ها را نمیشود نوشت....

ادامه مطلب  

نوشت افزار یا لوازم حریر  

درخواست حذف این مطلب
نوشت افزار یا لوازم حریر به مجموعهٔ گسترده ای از ابزارهایی گفته می شود که برای نگارش ، نقاشی یا ترسیم به کار می روند . خودنویس - خ ر - روان نویس - مداد - اتد - قلم - زونکن - قیچی - چسب - کاغذ - آبرنگ - خط کش - پاک کن و . . .

ادامه مطلب  

حکایت  

درخواست حذف این مطلب
پیر مردی که تنها پسرش بی گناه به زندان افتاده بود روزی نامه ای به پسرش که در زندان بود نوشت:پسرم امسال نمی توانم زمین را شخم بزنم، چون تو نیستی و من هم توانش را ندارم . پسر در جواب نامه پدر نوشت:پدر، حتی فکر شخم زدن زمین را هم نکن ، چون من پول ها و جواهرات زیادی که یده ام قبل از دستگیری در آنجا دفن کرده ام.پلیس ها که نامه پسر را خوانده بودند ،تمام زمین پیرمرد را کندند و دقیق تر از هرسال شخم زدند تا موارد مسروقه را کشف کنند. اما چیزی پیدا ن د .پسر نام

ادامه مطلب  

حرف206  

درخواست حذف این مطلب
10 دقیقه دیگه ازمون دارم دارم از استرس میمیرم بعدا نوشت: به معنای واقعی کلمه ر××م 26 شدم بشمرم ببینم چندمی هستم چند دقیقه بعد نوشت از41 نفر26 شدم ببین اونا دیگه چقدر داغون بودن

ادامه مطلب  

وبلاگ چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
وبلاگ یا وب نوشت (که به ان تار نوشت تار نگار یا بلاگ به اینگلیسی :belagهم میگویند )نوعی وب سایت است که حاوی اطلاعاتی مانند :گزارش روزانه، اخبار،یاد داشت های شخصی و یا مقالات علمی مورد نظرطراح ان است .وبلاگ ترکیبی از دو کلمه 《we》و 《log》به معنای ثبت وقایع روزانه است

ادامه مطلب  

ولادت زمان(عج)  

درخواست حذف این مطلب
شاید آن روز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینگونه نوشت: هر گلی هم باشد، چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی بی مهدی زندگی با غم‏هاست....... ????????????عــــــیدتون مـــــــبــارکـــــــ???????????? ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????

ادامه مطلب  

a text  

درخواست حذف این مطلب
در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد رنگ آبی اسمان که می بینم و می دانم که نیست و خ که نمی بینم و میدانم که هست در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در پایان، شاید این بدان معناست که پایان آغاز دیدار است خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم اما نشانم نده خدایا هم بفهمانم هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد کفش کودکی را دریا برد کودک روی ساحل نوشت دریای انطرف تر پیرمردی که صید خوبی داشت روی دریا نوشت دریای سخاوتمند جوانی غرق شد مادرش نوشت دریای قاتل پی

ادامه مطلب  

???? داستان_کوتاه ????  

درخواست حذف این مطلب
️در کوچه ای چهار خیاط مغازه داشتند. همیشه با هم بحث می د. یک روز، اولین خیاط یک تابلو بالای مغازه اش نصب کرد. روی تابلو نوشته شده بود: «بهترین خیاط شهر» دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازه اش نوشت: «بهترین خیاط کشور» سومین خیاط نوشت: «بهترین خیاط دنیا» چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد روی یک برگه کوچک با یک خط کوچک نوشت: «بهترین خیاط این کوچه» قرار نیست دنیامون رو بزرگ کنیم که توش گم بشیم، تو همون دنیایی که هستیم میشه خودمون رو بزرگ ن

ادامه مطلب  

تا اوج با پرواز :)  

درخواست حذف این مطلب
راستش نمیدونم از چـی بنویسـم؟ از کــی؟؟ حوصلـم داره بسی سر میره هرکـاری قبـل از امتحانات گرام داشتم انجام میدادم دوباره شروع و حالم خیلی خوبــه فاطیما نوشت: نه یک بار و نه ده بار به ایمان و تواضع بنویسید خداهست! چه قدر قشنگــه :) فاطیما نوشت: هرچی میخوابم بازم خوابم میاد!!!! ولی خب خو دن هم دنیای عجیب قشنگی داره مخصوصا واسه من این خوابای عجیب غریبم *___* فاطیما نوشت: تا حالا شده یه فکرایی از سرتون بگذره کلی خج بکشید؟ وایی من که انقدر به خودم بد بیر

ادامه مطلب  

?why not  

درخواست حذف این مطلب
آرمان بلند داشتن یعنی خدا را بزرگ دیدن، بزرگ تر از تمام موانع و واقعیت ها. یعنی تلاش شایسته و برنامه ریزی درست برای رسیدن به آرمانی که به نظر غیر واقعی می آید اصل نوشت: نتایج باز شی چندین ساعته من و خواهرم رویداد نوشت: امشب شاهد دراومدن دندان های خواهرزاده عزیزم بودم :)

ادامه مطلب  

دلنوشته دریا  

درخواست حذف این مطلب
کودکی که لنگه کفشش را دریا گرفته بود روی ساحل نوشت: دریا کفش های من مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت: دریا سخاوتمند ترین سفره ی هستی موج آمد و جملات را با خود شست تنها برای من این پیام را گذاشت که : برداشت های دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی....

ادامه مطلب