-196-  

درخواست حذف این مطلب
خدایا خب یکم آسون تر خلق میکردی نمیگی هنگ ميکنن اینا رو مطالعه ميکنن؟

ادامه مطلب  

* حـــــــــــــــــــرف دل 2*  

درخواست حذف این مطلب
آدم ها یکبار توو زندگیشون، زود عاشق میشن. ش ت که میخورن شروع ميکنن با خودشون بد شدن شروع ميکنن به قدم زدن با خودشون شروع ميکنن به خودخورى. سعى ميکنن کمتر مهربونى کنن. قهر ميکنن با خودشون... و منتظر میشینن نه منتظر ى منتظر میشین که بغض راهشو پیدا کنه و بش ه این دلتنگیو. اونوقت که گریه، خودش رو نشون داد، با خودشون عهد میبندن که دیگه عاشق نشن. ولى دوست داشتن رو فراموش نميکنن. پس یادت باشه... دوست داشتن یه چیزِ.. عاشقى یه چیز دیگه. اگه همش گفت دوست دارم

ادامه مطلب  

با غرور  

درخواست حذف این مطلب
آدما دو جور زندگی ميکنن : یا غرورشونو زیر پاشون میذارن و با انسانها زندگی ميکنن یا انسانها رو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی ميکنن . . !

ادامه مطلب  

فضول  

درخواست حذف این مطلب
نمیفمم یه عده چقد حوصله دارن که اینهمه تو زندگی شخصیم فضولی ميکنن و هزار راه برا فهمیدن یه چیز پیدا ميکنن!!! اصن حوصلش بماندچطور انقد وقت میارن!!!؟؟؟

ادامه مطلب  

۳۳۱  

درخواست حذف این مطلب
حتا وقتی نمیخوان حتا وقتی حواسشون نیست خودشون رو باتو مقایسه ميکنن درداشون رو باتو مقایسه ميکنن کل زندگیِ لعنتی شون رو با کلِ زندگیِ لعنتیِ تو مقایسه ميکنن. سعی کن بفهمی چی میگم. همهء آدما حتا وقتی حواسشون نیست میخان بگن ما شبیهِ همیم اینقدر غصه نخور.

ادامه مطلب  

یجوری نگیم ...  

درخواست حذف این مطلب
یجوری میگن دیوار تو خیابون کشیده میشه و قضاوت ميکنن، به یاد خانمهای چادری میوفتم که همه فکر ميکنن انسانهای بسته ای هستن که هیچ ذوق و شوقی درونشون نیست ...

ادامه مطلب  

یجوری نگیم ...  

درخواست حذف این مطلب
یجوری میگن دیوار تو خیابون کشیده میشه و قضاوت ميکنن، به یاد خانمهای چادری میوفتم که همه فکر ميکنن انسانهای بسته ای هستن که هیچ ذوق و شوقی درونشون نیست ... ---------------------------------------------------------

ادامه مطلب  

یجوری نگیم ...  

درخواست حذف این مطلب
یجوری میگن دیوار تو خیابون کشیده میشه و قضاوت ميکنن، به یاد خانمهای چادری میوفتم که همه فکر ميکنن انسانهای بسته ای هستن که هیچ ذوق و شوقی درونشون نیست ...

ادامه مطلب  

هلال من....  

درخواست حذف این مطلب
????????:آقا الان بهم پیغام دادن تا اطلاع ثانوی ممنوع ال وج از منزل هستم میگم چرا آخه به چه جرمی گفتن میای بیرون ملت روزه دار فکر ميکنن هلال ماه شوال اومده عید فطر اعلام ميکنن????????????

ادامه مطلب  

مثبت ترین پوئن های این روزهای من  

درخواست حذف این مطلب
و واسه ی مامان و باباام از سری مطالبام میخونم و بیشتر از خودم احساساتی میشن و کلی بهم ایمان میارن کلی حمایتم ميکنن کلی تشویقم ميکنن کلی انگیزه میدن اره اینا این لعنتی های دوست داشتنی خانواده ی منن که جونمم واسشون میدم

ادامه مطلب  

سلام صدو بیست و چهارم  

درخواست حذف این مطلب
24 نوامبر یا همون روز عید شکرگزاری دومین سالگرد ورود ما به بود و شروع یک زندگی جدید. اینجا رو دوست دارم. این فصل سال برای من بهترین روزهاست که با thanksgiving شروع میشه. همه جا عیده. همه جا چراغونی و درخت کاج و اهنگ jingle belles و سایر ترانه های کریسمسی. همه فروشگاه ها تخفیف های عمده میزنن و ملت تا ه ید ميکنن و پول های داشته و نداشته رو ج ميکنن. همه شادند تا بعدش کریسمس بیاد و سال نو. خیلی از خونه ها سقف و درخت هاشون رو چراغونی ميکنن واسه کریسمس که تولد حضرت ه.

ادامه مطلب  

قضاوتهای بد  

درخواست حذف این مطلب
به جایی رسیدم که فهمیدم هیچوقت نباید حرف دل یا نوشته رو جایی ثبت کنی آدمها ظرفیت خوندن و شنیدن مسایل خصوصی ی رو ندارن و قضاوت های بدی ميکنن ، براهمین دیگه نمینویسم از خودم ،خسته شدم از آدمهای این زمونه که کاری ميکنن آدمی لال بشه و حرفی نزنه هیچ جایی نداشته باشه دل پر دردشو خالی کنه

ادامه مطلب  

شمع  

درخواست حذف این مطلب
بعضیا شمع روشن ميکنن که به یکی برسن بعضیام برع شمع روشن ميکنن که یکیو فراموش کنن... بعضیام کلن روشن نميکنن چون یا رسیدن یا فراموش ...

ادامه مطلب  

داستان واقعی ...  

درخواست حذف این مطلب
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچ نبود یه روز از همین روز های خدا پسر قصه ی ماعلی به طور کاملا اتفاقی ( که نمیخوام بگم چطوری ) با خانمی که( اسمش سارابود) آشنا میشه . دست بر قضا این سارا خانم قبل از اینکه با علی اقای قصه ما آشنا بشه به قول خودمون ش ت عشقی خورده بوده!!!!! خلاصه این علی آقای ما هم از اونجائی که کلا آدم با معرفتیه بهش محبت میکنه و سعی میکنه آرومش کنه و با حرفاش دلداریش بده . روزها و شب ها به همین منوال سپری میشه و علی همچنان سنگ صبور سارا

ادامه مطلب  

یک روز خوب  

درخواست حذف این مطلب
گاهی میشه که خیلی اتفاقی، با آدمایی همراه میشی که ح و خوب ميکنن :) و مهمونت ميکنن امیدوارم این مهمونی دلیلی باشه برای شروع روابط دوستانه تر =) پ.ن.خدایا شکرت + خییییییلییییی خسته ام، ب فقط دو ساعت خو دم -_- فقط اومدم ثبت کنم حسِ امروزم رو با وجوده تمام خستگی ایی که دارم در یک فرصت مناسب تر جواب کامنتارو میدم d: باااا تشکرررررر

ادامه مطلب  

چاقوکش  

درخواست حذف این مطلب
بعضی ها هم هستن همین که لب وا ميکنن چیزی بگن چاقو کشی ميکنن! طوری میزنن که جای بخیه های زخمش چندین سال میمونه و جالب اینجاس بیشتر هم میشه! آدم از ایی که بیشتر دوستشون داره بیشتر میشکنه , آره راس گفتن هرکه بامش بیش برفش بیشتر؛هرکه دوستش بیش چاقوکشش بیشتر! #نیلار #چاقوکش#زخم_زبون#دل_ش تن

ادامه مطلب  

هشتاد و سوم : عصبی ترینم  

درخواست حذف این مطلب
انقد از اینایی که براشون پیام میدی نمیخونن میگن نت نداشتیم نتمون ضعیف بود فلان بیسار فکر ميکنن آدم ه بدددددم میادددد ینیااا انگار وقتی نمیخونن ا بهم میدن -__- منم واسه اینکه خودمو ضایع نکنم چند ساعت صبر میکنم بعد زرتی میزنم پاک میکنم که کمتر حرص بخورم والا :/ فکر ميکنن کلاس داره نمیدونن اینکار رابطه مستقیم با شعورشون داره -___-

ادامه مطلب  

چرا وقتی طرحی رو در محل شنا بندرترکمن آغاز میکنن شروع نشده پایان میدن!!!  

درخواست حذف این مطلب
چرا وقتی طرحی رو در محل شنا آغاز ميکنن شروع نشده پایان میدن????????????????????مسیر محل شنا (از فلکه تا پل عطافلاح)تا به الان اسف نیست چرا؟????????????کانال قرار بود اجر چینی بشه ۵ متر اجر چینی ولش ????آیا این طرح ها که شروع نشده پایان میدنبودجش رو در کجا مصرف ميکنن؟???????????????????? " جلال ایری - از مردم - با مردم -برای مردم "

ادامه مطلب  

ادمای بد غافلگیرت میکنن نه با بدی بلکه با خوبی  

درخواست حذف این مطلب
ادما دوست دارن فکر کنن خاصن حتی انتخابشون و ادمای اطرافشون رو خودشون اسم خاص میذارن اکیپ خاصی میسازن قیافشونو ع و درست ميکنن خودشونو می گیرن (همینا برای انتخابشون کلی اویزونن) زمان که بگذره تو بهشتشون کم کم شعله های اتیش میزنه بیرون.. فرق من اینه که نه خودمو می گیرم نه حلقه ی خاص صمیمیت ایجاد میکنم من ترجیح میدم تو جهنمم کم کم جوونه های درخت آلو قرمز و سیب بیینم...

ادامه مطلب  

شروع شد  

درخواست حذف این مطلب
شادی ایرانیا رو قبول ندارم اینی که خیابونا رو بند بیارن و با ماشین دور دور کنن و ترافیک راه بندازن اصلا پسندیده نیست هوا رو آلوده ميکنن کار بقیه رو لنگ ميکنن اون وقت انتظار دارن هر جا خودشون رفتن و کاری داشتن نظم حاکم باشه میتونن پیاده بیان تو پارک ها و شادی کنن یا تو پیاده روها برن حتی دادن شربت و چای هم تو خیابون کار اشتباهیه کاری که نیمه شعبان و اعیاد دیگه انجام میدن لب خیابون وامیستن و به ماشینای عبوری شربت میدن اونام میخورن و لیوانشو پرت

ادامه مطلب  

دیوانه ????  

درخواست حذف این مطلب
دیوانه ای در شهر بود... میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است! روزی دیوانه از کنار جمعی میگذشت ... بزرگان جمع به تمس به دیوانه گفت: هوی دیوانه !! میتوانی برای ما شعری بخوانی که ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ " ﺩﻝ " ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﻫﺮﮐﺪﻭﻡ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟ دیوانه گفت: بله میتوانم!!! ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ... ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ , ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ... ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟

ادامه مطلب  

بیست و هشتم  

درخواست حذف این مطلب
عجـــــــــب سعادتی شوهرت برات طلا یده؟ وااااااااااااااااای خدا از این بهتر دیگه نمیشه^ــ^ یه درصد فکر نکنی داره مزد شب کاریتو بهت میده!!!!! حالم به هم میخوره از این یی که فقط بلدن زن باشن و در عوضش از شوهرشون پول و طلا میخوان حالم بهم میخوره وقتی میبینم به خاطر این زندگی روتین گهیشون احساس غرور ميکنن هی هرچی باشه میگن چشم،،،،که یه وقت آقایی پریشون خاطر نشه هوش و ذهن و زکاوت و تموم استعدادشونو فقط ج این ميکنن که برای شوهرشون تکراری نشن نمیدون

ادامه مطلب  

به سلامتی همه ی مخاطبای خاص که یه هو عشقشونو کیف میکنن  

درخواست حذف این مطلب
-:متاسفانه یه بدی داری ‼‼ من:چه بدی ای دارم؟ -:نه بیخیالش ولش کن ناراحت میشی... من:نه بابا بگو ناراحت نمیشم بالا ه باید بدونم چه عیبی دارم جونه من بگو‼ -:ای بابا دیگه چرا جونتو قسم دادی آدم مجبور میشه بگه...خیلی خب میگم... یه بدی داری اونم اینه که خیلی دوست داشتنی هستی‼ ☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺ من اون لحظه دیگه تو ابرها سیر می ^_^ به سلامتی همه ی مخاطبای خاص که یه هو عشقشونو کیف ميکنن

ادامه مطلب  

مهربون تر باشیم خب  

درخواست حذف این مطلب
خواهرجان دیروز از فشار کاری خیلی زیاد بیهوش میشه :( بعد از یه روز کاری سخت و بعداز کشیک ۴۸ ساعته و بعد از بیخو دو شبانه روز (فقط ۴۰دقیقه خواب در هر روز) آقای مسنی به بیمارستان مراجعه ميکنن و متاسفانه جون ش رو از دست میده ،بعد از آزمایشات متوجه میشن که ایشون چهار روز قبل سکته ای داشتن که خونواده متوجه نشدن و حالا بعد از چهار روز اومدن و بخاطر سن بالاشون و اون سکته ای که به موقع متوجه ش نشدن ،کاری از ا ساخته نیست و علی رقم تلاششون برای نجات ...دیر شد

ادامه مطلب  

اتاق محرمانه 14  

درخواست حذف این مطلب
اتاق محرمانه سلام دوستان . خیلی خوش اومدین به اتاق محرمانه امروز . امروز میخوام یه بحث کلی در مورد فراورده های جدید درون بازار داشته باشم . + برای مثال دیروز دیده آبمیوه گازدار بدون کربن دی ا ید تولید شده . آخه یکی بگه اگه co2 نداره پس اون آبمیوه رو با گازدارش ميکنن ؟ آدم حرصش میگیره . + ما قدیما کمپوت گیلاس و انبه و آلبالو و نهایتا هلو داشتیم . الان از شلغم و نارگیل کمپوت درست ميکنن . باغلی رو با عصاره برگ گل ه زهره قاطی ميکنن میگن این استواییه . نع د

ادامه مطلب  

خاک بر سری  

درخواست حذف این مطلب
پشه هام خاک بر سری ميکنن؟ این چ وضعشه

ادامه مطلب  

رسم اندکی جالب!  

درخواست حذف این مطلب
زن عمو رفته بود عروسی دختر خالش روستایی تقریبا در80_90کیلومتری ما رسم خانواده داماد این بود موقعی ک عروس داماد میان میرن تو اتاق در رو روشون قفل ميکنن تاا موقع کادو میان بیرون اولش خندیدم ولی بعدش فکر چه کیفیییی ميکنن دوتایی معلومه داماد مست میشه آخه زن عمو میگفت داماد از وقتی اومد بیرون کتشو درآورد یه سره ییید

ادامه مطلب  

ایستاده بر دوپای خود...  

درخواست حذف این مطلب
هیچوقت نتونستم قبول کنم میشه از ی کمک گرفت در رابطه با خیلی از چیزها.. اما به خودم فرصت این رو دادم که لمتحان کنم ادعای دیگران نسبت به کمک و هواتو داریم در چه حد از مرحله انجام قرار میگیره... اما بعد از سنجش و بررسی های اخبر شخص بنده.. این که انسان موجودی است اجتماعی و فلسفه خلقت آن اجتماعی بودن آن است... و تنها با هم دلی و اعتماد به کمال میرسد ... اما این اوا این نسلی که ما توش نفس میکشیم کمتر به فلسفه انسانیت توجه ميکنن... بیشتر به فلسفه خود توجهی تو

ادامه مطلب  

انتقام گیر! دوستت دارم...  

درخواست حذف این مطلب
حرفم رو پس میگیرم!!در مورد نه چندان دلچسب بودن oldboy!!تا نصف رو دیدم که مهمونا سر رسیدن و مجبور به خاموش کامى جان شدم و پست گذاشتم و حال ناموزون و نامیزون دیدم باید حال خودم رو خوب کنم پس نشستم و باقى رو دیدم.تا نیمه هاى ته سو رو تو یه زندان میبینیم با شکنجه ها و تلاش براى فرار و ... اما از نیمه دوم رها شدن و شروع ماجراهاى جذاب دیگه رو میبینیم. ماجراهایى که با سوال ته سو شروع میشه: کى ١٥ سال زندونیش کرده و از اون مهمتر چرا؟! و جواب این چرا به قدرى ضربه ز

ادامه مطلب  

من غش :)))))  

درخواست حذف این مطلب
آرش : دوستای خوبی داری روح ادمو شاد ميکنن

ادامه مطلب