چه کردی؟  

درخواست حذف این مطلب
تو با قلب ویرانه من چه کرديببین عشق دیوانه من چه کرديدر ابریشم عادت آسوده بودمتو با بال پروانه من چه کرديننوشیدم از جام چشم تو مستمخمار است می خانه من چه کرديمگه لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرت شانه من چه کردي مرا خسته کردي و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه من چه کرديجهان من از گریه ات خیسه بارانتو با سقف کاشانه من چه کردي

ادامه مطلب  

دلنوشته  

درخواست حذف این مطلب
تو با قلب ویرانه من چ کردي. ببین عشق دیوانه من چه کردي در ابریشم عادت آسوده بودم . تو با بال پروانه من چه کردي ننوشیده از جام چشم تو مستم. خمار است میخانه من چه کردي مگر لایق تکیه دادن نبودم. تو با حسرت شانه من چه کردي مرا خسته کردي و خود خسته رفتی. سفر کرد با خانه من چه کردي جهان من از گریه ات خیس باران. تو با سقف کاشانه من چه کردي

ادامه مطلب  

شعر و احساس  

درخواست حذف این مطلب
توبا قلب ویرانه ی من چه کردي ببین عشق دیوانه ی من چه کردي در ابریشم عادت اسوده بودم تو با بال(حال) پروانه ی من چه کردي ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من چه کردي مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردي مرا خسته کردي و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه ی من چه کردي جهان من از گریه است خیس باران تو با سقف کاشانه ی من چه کردي

ادامه مطلب  

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی  

درخواست حذف این مطلب
تو با قلب ویرانه ی من چه کردي ببین عشق دیوانه ی من چه کردي؟ در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بالِ پروانه ی من چه کردي؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من، چه کردي؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرتِ شانه ی من چه کردي؟ مرا خسته کردي و خود خسته رفتی سفر کرده با خانه ی من چه کردي؟ جهان من از گریه است خیسِ باران تو با سَقف کاشانه ی من چه کردي؟ افشین یداللهی

ادامه مطلب  

shah ahatranj  

درخواست حذف این مطلب
تو با قلب ویرانه ی من چه کردي ببین عشق دیوانه ی من چه کردي در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بالِ پروانه ی من چه کردي؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من، چه کردي؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرتِ شانه ی من چه کردي؟ مرا خسته کردي و خود خسته رفتی سفر کرده! با خانه ی من چه کردي؟ جهان من از گریه است خیسِ باران تو با سَقف کاشانه ی من چه کردي؟ +✳"miladdavoudy"✳+

ادامه مطلب  

جاده  

درخواست حذف این مطلب
تو تنها عاشقم بودی، که از جاده سفر کردي برای بودنه با من، مثل دریا خطر کردي تو از عشقای رنگارنگ، به عشق من نظر کردي چرا تو عاشقم کردي، ولی بی من سحر کردي گذشتی از من و عشقم، تو از یادم حذر کردي گناه من چی بود، که نشد حتی تو برگردی تو سر کردي با زمستونم، چه بد کردي برو دیگه نمی خوامت، که حتی دیگه برگردی ترانه سرا : سعید حیدری تعداد بیت : 8 سبک : پاپ قیمت : 100/000 تومان شماره تماس مدیریت : 09189342631

ادامه مطلب  

خدا...  

درخواست حذف این مطلب
از طرف خداعالم ز برایت آف ، گله کردياز روح خودم در تو دمیدم، گله کرديگفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردي و یدم، گله کرديجان و دل و فطرتی فراتر ز تصوراز هرچه که نعمت به تو دادم، گله کرديگفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشمبر بخشش بی منت من هم گله کرديبا این که گنه کاری و فسق تو عیان استخواهان توأم، تویی که از من گله کرديهر روز گنه کردي و نادیده گرفتمبا اینکه خطای تو ندیدم، گله کرديصد بار تو را مونس جانم طلبیدماز صحبت با مونس جانت، گله کردي

ادامه مطلب  

صدا کردی  

درخواست حذف این مطلب
مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردي مرا ازمن، مرا از قیدِ من بودن رها کردي دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب تو با زیبایی ات این حرف هارا نخ نما کردي... عشق می خواندم، م حضرت دل بود کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردي به هم نزدیک بودیم، آتش از لب هات می ت د دلت می خواست لب های مرا، امّا حیا کردي من از خود نیمه ای را دیده بودم "عاقل" اما تو مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردي...

ادامه مطلب  

ای دل دیوانه هوایش کردی؟...????  

درخواست حذف این مطلب
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردي؟با دو چشمان پر از اشک صدایش کردي؟ مدتی بودکه غافل شده بودم ازعشقتو مرا باز گرفتار بلایش کردي؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ستتو نشستی و دلت خوش به وفایش کردي؟ بستم آغوش به رویش که از اینجا برود ام را تو چرا باز سرایش کردي؟ او به احساس تو می زد لگد واما توسرمه چشم من از تربت پایش کردي؟ سعی که فراموش کنم خاطره اش بین هر خاطره ام باز رهایش کردي رفته او با رقبا سرخوش و خندان لب و مستوای بر تو که خودت را به فدایش کرد

ادامه مطلب  

گهی مارا زبون و خوار گهی برگ خزان کردی ( علی خلج )  

درخواست حذف این مطلب
گهی مارا زبون و خوار گهی برگ خزان کرديگهی از خود بر و گهی هم میهمان کردي گهی نازم کشیدی و گهی اتش زدی جانمگهی دادی سر و سامان گهی بی خانمان کردي گهی دستی کشیدی سر گهی کردي دو چشمم ترگهی کردي رقیبم سر گهی این گاه ان کردي گهی بردی سر چشمه دو با لب تشنهگهی بردی سراب وهم گهی حدس و گمان کردي گهی کردي تو بیمارم فکندی در تب و تابمگهی دادی می گلگون که مستیم عیان کردي گهی کردي تو دیوانه فکندی در غل و زنجیرگهی عاقل نمودی و عیو بم را نهان کردي گهی دادی پر و

ادامه مطلب  

این خیلی قشنگه : نامه ای ازطرف خدا  

درخواست حذف این مطلب
عالم ز برایت آف ، گله کردياز روح خودم در تو دمیدم، گله کرديگفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردي و یدم،گله کرديجان و دل و فطرتی فراتر ز تصوراز هرچه که نعمت به تو دادم، گله کرديگفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشمبر بخشش بی منت من هم گله کرديبا این که گنه کاری و فسق تو عیان استخواهان توأم، تویی که از من گله کرديهر روز گنه کردي و نادیده گرفتمبا اینکه خطای تو ندیدم، گله کرديصد بار تو را مونس جانم طلبیدماز صحبت با مونس جانت، گله کرديرغبت به سخن

ادامه مطلب  

از طرف خدا  

درخواست حذف این مطلب
از طرف خدا.... عالم ز برایت آف گله کردي از روح خودم در تو دمیدم، گله کردي گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند صد ناز بکردي و یدم، گله کردي جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردي گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم بر بخشش بی منت من هم گله کردي با این که گنه کاری و فسق تو عیان است خواهان توأم، تویی که از من گله کردي هر روز گنه کردي و نادیده گرفتم با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردي صد بار تو را مونس جانم طلبیدم از صحبت با مونس جانت،

ادامه مطلب  

خدایا شکرت  

درخواست حذف این مطلب
این خیلی قشنگه : از طرف خدا،، عالم ز برایت آف ، گله کردياز روح خودم در تو دمیدم، گله کردي گفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردي و یدم،گله کردي جان و دل و فطرتی فراتر ز تصوراز هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردي گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشمبر بخشش بی منت من هم گله کردي با این که گنه کاری و فسق تو عیان استخواهان توأم، تویی که از من گله کردي هر روز گنه کردي و نادیده گرفتمبا اینکه خطای تو ندیدم، گله کردي صد بار تو را مونس جانم طلبیدم از صحبت

ادامه مطلب  

عاشق جانانه  

درخواست حذف این مطلب
من تو را مشغول می دلا یاد آن افسانه کردي عاقبت عشق را بی خویش بردی در حرم عقل را بیگانه کردي عاقبت یا رسول الله ستون صبر را استن حنّانه کردي عاقبت شمع عالم بود لطف چاره گر شمع را پروانه کردي عاقبت یک سرم این سوست یک سر سوی تو دو سرم چون شانه کردي عاقبت دانه ای بیچاره بودم زیر خاک دانه را دُردانه کردي عاقبت دانه ای را باغ و بستان ساختی خاک را کاشانه کردي عاقبت ای دل مجنون و از مجنون بتر مردی و مردانه کردي عاقبت کاسه ی سر از تو پر از تو تهی کاسه را پ

ادامه مطلب  

حضرت مسلم ابن عقیل (ع) 1894  

درخواست حذف این مطلب
حضرت مسلم ابن عقیل (علیه السلام) کاش از آمدن کوفه حذر می کردي از پی دفع خطر ترک سفر می کردي زیر شمشیرم و از پردۀ دل می گویم کاش آهنگ سفر جای دگر می کردي چاک می کرد به تن پیرهن صبر، ایوب گر از این شهر پر از فتنه گذر می کردي آب در دست من آغشته به خون می گردد کاش می دیدی و احساس خطر می کردي روز، پیش نظرت تیره تر از شب می شد گر بر احوال من خسته نظر می کردي بدنم گر ز ستم می دیدی جاری از دیدۀ خود خون جگر می کردي قبل از آنی که شود کشته جوانت ای کاش دیده را محو

ادامه مطلب  

...  

درخواست حذف این مطلب
...شعر را صرف همین عشق پریشان کردي همه زندگی ات را سپر آن کردي دوستش داری و پیداست که پنهان کردي دل من، هرچه غلط بود فراوان کردي دل من، لطف بفرما سر جایت بنشین... «یاسر قنبرلو»

ادامه مطلب  

وفا و جفا  

درخواست حذف این مطلب
خطا ، عطا کردي. وفا کردي، جفا . جفا ، وفا کردي. تو بی شرمی ز من دیدی و بر رویم نیاوردی... من از تو قهر ، تو پیام آشتی دادی کَرَم کردي دوباره این فراری را صدا کردي :( #شرمنده_ام

ادامه مطلب  

قهر کردی  

درخواست حذف این مطلب
ز شیرینی، تو کامم تلخ کردي عسل بودی ، به جامم زهر کردي نه باغ سبز دیدم نی گل سرخ گلایه تا نمودم ، قهر کردي #گیتی_رسائی

ادامه مطلب  

دامن کشان  

درخواست حذف این مطلب
دامن کشان از دامن صحرا گذر کردي گل واژه های عشق را با خود خبر کردي نسرین و سنبل، لاله و ز یک سو از سوی دیگر بادها را همسفر کردي بوی تو پیچیده ست در دامان صحرا تو دانه های خاک را هم مفت کردي از عطر و بوی خویش یارا در کنارت این غنچه های ه را هم معتبر کردي شوری زدی بر بلبل و ماه و قناری از عشق دنیا را عزیزا پر شرر کردي شوری زدی بر ما عزیزا دلیرانه دنیای ما بیچارگان را پز شرر کردي دیر آمدی و زود رفتی عاشقانه پروانه را با رفتنت بی بال و پر کردي آقا بیا بر

ادامه مطلب  

کلامی از خدا...  

درخواست حذف این مطلب
از طرف خدا.... عالم ز برایت آف گله کردي از روح خودم در تو دمیدم، گله کردي گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند صد ناز بکردي و یدم، گله کردي جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردي گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم بر بخشش بی منت من هم گله کردي با این که گنه کاری و فسق تو عیان است خواهان توأم، تویی که از من گله کردي هر روز گنه کردي و نادیده گرفتم با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردي صد بار تو را مونس جانم طلبیدم از صحبت با مونس جانت،

ادامه مطلب  

مولانا  

درخواست حذف این مطلب
در دل و جان خانه کردي عاقبت هر دو را دیوانه کردي عاقبت آمدی کاتش در این عالم زنی وانگشتی تا نکردي عاقبت ای ز عشقت عالمی ویران شده قصد این ویرانه کردي عاقبت من تو را مشغول می دلا یاد آن افسانه کردي عاقبت عشق را بی خویش بردی در حرم عقل را بیگانه کردي عاقبت با صدای شجریان

ادامه مطلب  

از تو تا تو  

درخواست حذف این مطلب
تو مرا با سُکر واژه ها آشنا کردي. تو مرا اهل راز کردي، اهل نیاز کردي، اهل راز و نیاز کردي. تو مرا دل های عاشق کردي. تو خا تر سرد مرا آتشی دوباره بخشیدی. تو مرا در دریای چشم های همیشه مواجت غرق کردي. تو مرا کُشتی، تا زنده ام کنی. تو مرا زنده کردي، تا به کمان ابرویت قاتلم باشی. تو معنای عشق را استحاله کردي. تو جهان را در بوسه ای خلاصه کردي و به من بخشیدی. تو گذاشتی تا من در عشق بشکفم، رشد کنم، پخته شوم و بسوزم تا از جانم جز بوی عشق برنخیزد. تو رندانه مرا

ادامه مطلب  

به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم  

درخواست حذف این مطلب
زمین را عاشقت کردي، هوا را عاشقت کردي و هر چه بود بین این دو تا را عاشقت کردي گِلت وقتی که حاضر شد خدا لبخند زد، یعنی ز بس زیبا شدی حتی خدا را عاشقت کردي به خود می بالم از عشقت ولی همواره می پرسم : چه در ما یافتی آیا که ما را عاشقت کردي؟ ! نه تنها من، نه تنها او، نه تنها شاعران، حتی غزل را، بیت ها را، واژه ها را عاشقت کردي سپس عشق تو از واژه به قلب ساز ناخن زد و بعد از آن دو ر می فا سو لا را عاشقت کردي به وقت خواندنت بی اختیار از بغض لبریزم تو حتی بغض ر

ادامه مطلب  

یه عمری چرخیدم و خنده کردی  

درخواست حذف این مطلب
یه عمری چرخیدم و خنده کردي با خنده هات ؛ قلبمو بنده کردي چرخی بودم برای بچگی هات نشستی هی؛ دنده به دنده کردي تنهایی بس نبود واسه مزد من؟ که بعد از اون کار زننده کردي؟ حالا گذشته و بزرگ شدی تو پایه ی بودنم رو ؛ رنده کردي... حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۶.۱۱

ادامه مطلب  

رمان یک بار نگاهم کن ( قسمت 6 )  

درخواست حذف این مطلب
ارشیا به ده سنگی لگد زد و گفت:نمی دونستم اینقدر محبوبم.ماکان به شانه اش کوبید و گفت:چکار کنم هفت هشت سالی عادت کرده بودم سایه به سایه همرام باشی تو این سه سال خیلی سخت گذشت.ارشیا به چهره گرفته ماکان نگاه کرد و پرسید:چی شده ماکان؟ماکان به ارشیا نگاه کرد و گفت:ترنج. خیلی ازم دور شده نمی فهممش. اصلا خودشو به ما نمی گیره. اصلا یه آدم دیگه شده.ارشیا نفس بلندی کشید و گفت:خوب تو چقدر سعی کردي خودتو بهش نزدیک کنی؟ماکان پوزخندی زد و گفت:اون مخصوصا خودشو ا

ادامه مطلب  

رستاک حلاج - غلط  

درخواست حذف این مطلب
یه خونه که با شهر کاری نداشت یه کوچه که آروم و بن بست بود یه گلدون سفالی پر از عطر یاس هوایی که از بوی گل مست بود تو رد میشدی خونه گر میگرفت صدای قدم هاتو تا میشنید دل پنجره باز میشد تو باد غم از پشت شیشه سرک میکشید غلط کردي عاشق شدی لعنتی غلط کردي رو پس زدی یه رویا ازت تو سرم داشتم غلط کردي به رویاهام دست زدی غلط کردي عاشق شدی لعنتی غلط کردي رو پس زدی یه رویا ازت تو سرم داشتم غلط کردي به رویاهام دست زدی ♫♫♫ من و پنجره حالمون خوب نیست چه آرامشی پش

ادامه مطلب  

سبز پوشیدی...  

درخواست حذف این مطلب
سبز پوشیدی و سفید و دلم را وا کردي این چه شوری است که در دلم ب ا کردي امدی یارا !شب خسته چشم و زار سویم چه زیبا خود را شبانه در کنج دلم جا کردي چو رسیدی سرت بر زانو گرفتم نیمه شب حرفهای دلت رابر زانویم عاشقانه انشا کردي و سکوت نیمه شب و باز هم پای حرفهای عاشقانه را با بوسه امضا کردي

ادامه مطلب  

در عالم عشق رو سپیدم کردی ( بنفشه انصاری، پرتو )  

درخواست حذف این مطلب
در عالم عشق رو سپیدم کردي همرنگ جوانه های بیدم کردي با تو همه جا سبز وُ تماشایی شد هر فصل نشاط روز عیدم کردي

ادامه مطلب  

زیبائی کلام کردی...بژی کوردیستان :)  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کردي چقد قشنگن برخیاشون..یه کم کلمه های قشنگ کردي بنویسید برام...اگه اینجا هستید البته.

ادامه مطلب  

مشاوره ، مذهبی : از طرف خدا،،  

درخواست حذف این مطلب
از طرف خدا،،???? عالم ز برایت آف ، گله کردي???? از روح خودم در تو دمیدم، گله کردي???? گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند???? صد ناز بکردي و یدم،گله کردي???? جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور???? از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردي???? گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم???? بر بخشش بی منت من هم گله کردي???? با این که گنه کاری و فسق تو عیان است???? خواهان توأم، تویی که از من گله کردي???? هر روز گنه کردي و نادیده گرفتم???? با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردي???? صد بار تو را مونس جانم

ادامه مطلب  

از سوق پرسیدند  

درخواست حذف این مطلب
لنده از سوق پرسید چه کردي که نام آور شدی؟ گفت: نخواستم شهرستان باشم دهدشت از سوق پرسید چه کردي که تو را به صلابت می شناسند؟ گفت به کوه پشت یاسوج از سوق پرسید چه کردي که در هنر به این جایگاه رسیدی؟ گفت: گرمای گرمسیر را بر سرمای سردسیر ترجیح دادم گچساران از سوق پرسید چه کردي که تو را قطب علمی می دانند؟ گفت: سرمایه هایم را نفروختم.. روحی از بالای کوه سه قله ی الوند برخاست. گفت: نام من ارجان است. ای سوق, ای بازار کهن, چه کردي که اینگونه به خاک مذلت نشست

ادامه مطلب  

تسلیم شدی  

درخواست حذف این مطلب
░صد خصلتِ مردانه که از بَر کردياز روی جَنَم، نام و نشان در کرديبی فایده بود ، چون رسیدی ایرانتسلیم شدی و روسری سر کردي #ابراهیم_سحری

ادامه مطلب  

تینِیج کی بودی تو هان کی بودی تو ؟! :/  

درخواست حذف این مطلب
خ حیف نبود هی رفتی ورزش کردي کوفت کردي هیکلتو چاق کردي این استخون بندی رو زدی نابود کردي؟ حیف نبود ؟ :/ به ولله که انصاف نیست کوفت خودت باز تینِیج بازی ت گل کرده اه :/

ادامه مطلب  

سر در گم  

درخواست حذف این مطلب
درست است که نامش حال است. اما این حال یک عمر با من است. حالِ سردرگمی. آنقدر سردرگم که نمی توان با ی گفتش. من از نگاه ها و پاسخ ها خود را درک می کنم. کتمان نمی کنم بی شوری و بی شوقی را. دخترِ دوست داشتنیِ لحظاتم از من شعر خواسته. به من شاعر می گوید. شاعر ماه هاست شعر نگفته. جانم! قبحِ چیزها که می شکند، دلِ شاعران ش ته تر است. تو با زیبایی ات من را اسیرِ کارِ دل کردي مرا با خوبی ات هر دم خجل اندر خجل کردي خدا می داند ای زیبا! که گم کلامم را هزاران زهر را در

ادامه مطلب  

.....  

درخواست حذف این مطلب
دل من سخت گرفتبغض من سخت ش توتو انگارنه انگارکه من در دلت جا دارمو گذشتی از منو ندانستی که، من تو را کم دارممن اضافی بودم، در دل و در جانتآن زمان فهمیدم که مرا له کردي تو مرا رد کرديزیرلب خندیدی تو به من بد کردي و من از دلدادگی ام چه خطرها دیدمو تو را بخشیدم #فرشته هاشمی

ادامه مطلب  

اصلا صداش کردی؟؟؟  

درخواست حذف این مطلب
هر کی به من میرسه ازم اینو می پرسه اون تو رو تنهات گذاشت اون تو رو دوست نداشت یا تو رهاش کردي کم اعتناش کردي تو هم نگاش کردي تو هم تلاش کردي؟ وقتی که داشت می رفت وقتی میذاشت می رفت اصلا صداش کردي؟ گـریه براش کردي؟ نه دست من نه دست اون بود آره ولی به خدا عشق با ما نا مهربون بود شدیم اینطوری جدا نه دست من نه دست اون بود آره ولی به خدا عشق با ما نا مهربون بود شدیم اینطوری جدا من از این که دوست دارم دیگه دست بر نمی دارم… من از این که دوست دارم دیگه دست

ادامه مطلب  

واحدها ونوحه های جهانبخش کردی زاده  

درخواست حذف این مطلب
سنج ودمام و زنی با کیفیت سال 1352 مسجد سید ال صلح آبادبانوای جهانبخش کردي زاده پامنبری بسیار زیبا با نوای جهانبخش کردي زاده واحد زیبای شیعیان گشته عیان...با نوای جهانبخش کردي زاده نوحه بسیار زیبا فرزند زهرا با لب عطشان ...با نوای جهانبخش کردي زاده نوحه زیبای زینب از شام ....با نوای جهانبخش کردي زاده

ادامه مطلب  

چرا دنیا زیرو رو نمیشه  

درخواست حذف این مطلب
چرا باز دنیا زیر رو نمیشه اگه گلی از باغچه کندی بدون ریشه نمیشه چرا بغض میکنی سرنوشتت این بود ادما رو مقصر نکن دلت گیر بود اخه عاشق شدی میدونم گرفتار شدی میدونم ولی اونکه باید بدونه میگه حکمت این بود میدونم وقتی دستاشو رها کردي گریه کرد نگاش کردي زاتو زد بی غرورش کردي دلت بازم اروم نگرفت گوشه ای تنهایی نشستی به یاد اون بغض کردي گریت نگرفت

ادامه مطلب  

چه زیبا اقتدا کردی  

درخواست حذف این مطلب
شهیدی که در روز تاسوعای حسینی۹۴ در اثر اصابت موشک از بالا، سر و دستانش را تقدیم به عقیله بنی هاشم کرد. چه زیبا اقتدا کردي به ابوالفضل عباس که در تاسوعادو دستت را فدا کردي

ادامه مطلب  

علی اکبر یاغی تبار-چنگیز  

درخواست حذف این مطلب
چه کردي با خودت چاوش خون خاک بی زائرچه کردي با خودت بغض خیابونای بی عابرموذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونهچه کردي با خودت آوازه خون شهر بی شاعرچه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه اسون از چه میناله فقط چنگیز میدونهعذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونهموذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونهمنو بعد تو بادای پریشون خون بغل گل طوفان شدم موج منو اوج غزل وجودم آش و لاشه انفجارای دمادم شدپس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل نگاه کن من همون کوهم که روزی پ رم کر

ادامه مطلب  

خاطرات...  

درخواست حذف این مطلب
خاطرات ترک خورده ،سر در گم و مشوشجایى بین عشق و فراموشىگذشته اى که نیست اما ریشه هایش در امروزمان درد میکند،باران هاى گاه و بیگاه که می اشد ارامش را...خاطرات این شهر تمیز نیست. خیابان ها بوى تعفن ارواح سوخته ای دارند که روزىبا حرفى، نگاهى، تیرباران شده انداین شهر با تمام خاطراتش، قرنطینه شده است.... # پویا مجیدی

ادامه مطلب